‏نمایش پست‌ها با برچسب اموزش وپرورش. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اموزش وپرورش. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰/۰۳/۱۶

معلول ها معلم می شوند ؟

رسول پاپایی /شرق/ سوم شهریور89                        




ازمون استخدامی اموزش وپرورش مانند بسیاری دیگر از برنامه های این وازاتخانه  همچنان خبر ساز است .
آزمونی که اغازش با اعتراض حق التدریس ها مبنی بر عبور از انان همراه  بود ه است، در میانه راه با اعتراض معلولان و انجمن های حمایتی انان همراه شده است .
معلولان پذیرفته شده در مرحله اول این آزمون می گویند: آموزش وپرورش تمامی معلولان را در مصاحبه اختصاصی مرحله دوم رد می کند .
 انها می گویند: براساس قانون از 40000نفری که آموزش وپرورش می خواهد استخدام کند باید 1200تا1800نفرشان از بین معلولان باشد .
انها اعتقاددارند ، براساس قانون جامع حمایت از حقوق معلولان که در اردیبهشت 83تصویب و در 17خرداد همان سال به سازمانها ابلاغ شده است همه ی دستگاههای دولتی موظف شده اند که در استخدام های بالای 33نفر سه درصد سهمیه استخدامی خودرا به معلولان و مددکاران تحت پوشش بهزیستی اختصاص  دهند و در صورتیکه دستگاهی از این قانون سرپیچی کند کل سهمیه استخدام نیروی انسانی لغو می شود .
مسولان سازمان بهزیستی به عنوان متولیان اصلی رسیدگی به مشکلات معلولان و ایجاد رفاه و اشتغال در حالی که  نتوانسته اند سهم 40 درصدی حقوق مصوب وزارت کاررا برای معلولان محقق کنند و در برابر عدم استخدام 2000ناینا توسط وزارت رفاه سکوت کرده بودند و موفق به گسترش مراکز درمانی و مناسب سازی معابری شهری برای معلولان نشده اند وبا نرخ 40درصدی بیکاری معلولان مواجه اند ، از معلم شدن معلول ها حمایت می کنند و می گویند : بسیاری از معلولان در دانشگاهها مشغول تدریس هستند و این که گفته شوند معلول نمی تواند معلم شود بحثی غیر کارشناسی است .
سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس هم  با معلولان همدردی کرده ومعتقد است ،کسانی که به معلولیت جزیی دچار هستنند می توانند در امر تدریس  مشغول بکار شوند و نباید از ورود معلولان به نظام تعلیم وتربیت جلوگیری کرد .
دامنه فشار ها به اموزش وپرورش تا حدی است که وزیر رفاه  برای باز شدن در های  مدرسه به روی معلولان جویای کار به رئیس جمهور نامه نوشته است .
گروهی دیگر از موافقان استخدام معلول ها با اذعان به دشواری های امر کلاس داری وتدریس،ظهور فناوری های نوین در امر تعلیم و تکنولوژی های جدید اموزشی مانند ویدئو کنفرانس را مطرح می کنند و می گویند : پیشرفت علم واین تکنولوزی های جدید موجب گردیده تا در دنیا معلولیت مانع تدریس و معلمی نباشد همان گونه که استون هاوکینگ دانشمند برجسته فیزیک اتمی علی رغم معلولیت و فلج کامل و عدم توانایی برداشتن حتی یک مداد همچنان در دانشگاهها مشغول تدریس است .
در مقابل اموزش وپرورش به عنوان مخاطب اصلی همه ی این سخن ها مواضع متناقضی از خود نشان داده است .
وزیر اموزش وپرورش در جایی گفته است که: اولین شرط معلمی سلامت جسمانی است وبلافاصله در جایی دیگر می گوید : هیچ محدویتی برای جذب معلولان در آموزش وپرورش  وجود ندارد .در حال حاضر معلمان بسیاری داریم که در صد هایی از معلولیت دارند و در مدارس تدریس می کنند .
اظهار نظر های متناقض  عدم شفافیت و ناهماهنگی در بین وزیر و معاونین او زمانی بیشتر اشکار می شود که بدانیم معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی اوخبر می دهد که :
آموزش وپرورش قرار نیست کارمند استخدام کند بلکه ما به معلم نیاز داریم و مهم ترین صلاحیت معلم برای حضور در کلاس درس سلامت جسمانی است .
 دامنه تناقضات درآموزش وپرورش تا حدی است که، به منظور کاهش فشارها توپ عدم مصاحبه اختصاصی با معلولان را به زمین معاونت توسعه و مدیریت سرمایه انسانی دولت  برده و اعلام می کنند : هیچ مجوزی برای اعمال سهمیه سه درصدی از سوی این معاونت به این وازارتخانه ابلاغ نشده است .
اما به نظر می رسد که سهمیه ی سه درصدی ابلاغ شده باشد و  یا نشده باشد.
اول : این حق معلولان است که معلولیت موجب محدویت انها نشود و همه ی سازمان ها زمینه لازم برای اشتغال انان متناسب با شرایط جسمی شان را فراهم سازند تا شاهد کاهش نرخ 40درصدی بیکاری در میان این گروه از شهروندان باشیم .
دوم : به نظر می رسد ازمون  آموزش وپرورش یک ازمون اموزشی باشد و نه اداری ، که با هدف رفع نیاز های آموزشی این وازتخانه و جذب معلمان ابتدایی، فنی و حرفه ای ، تربیت بدنی و پرورشی برگزار گردیده است. در همه ی این رشته ها برخورداری کامل از شرایط جسمانی شرط اصلی ومهم  برای احراز ان به شمار می رود .
 چنانچه بدور از مصلحت سنجی های رایج در میان اهالی سیاست به واقعیت حرفه ی معلمی نگاه کنیم و حساسیت ها و دشواری ها ی امر کلاس داری و دور بودن فضای مدارس از فنا وری ها نوین اموزشی  وشرایط حضور دانش اموزان در کلاس های درس را به دور از هرگونه تعصب در نظر بگیریم خواهیم دید وارد کردن معلولان به حرفه ی معلمی  نه تنها کمکی به انان نیست که افزودن رنجی بر دردهای انان است .
سوم:. معلمی شغل دشوار و سختی  است . حل مشکل بیکاری معلولان تنها وظیفه ی اموزش وپرورش نیست و فرصت شغلی برای معلولان هم فقط در معلمی نیست . این حق معلولان است که در بسیاری  از مشاغل راحت و مناسب با شرایط جسمی شان حضور داشته باشند و چنانچه آموزش وپرورش زمانی قصد استخدام نیروهای اداری در بخش های مختلف را داشته باشد بدون این جنجال های رسانه ای درهای اموزش وپرورش به روی  شهروندان معلول باز خواهد بود .  با دید بسته به سهمیه ، اجازه ندهیم ، اموزش وپرورش با دست خود بر حجم گرفتاری های فراوانش اضافه کند و فرصت دهیم تا با  نیاز سنجی دقیق و تطبیق شرایط جسمانی ونوع معلولییت ها زمینه اشتغال همراه با رفاه و امنیت را برای معلولان در بخش های اداری خود فراهم سازد

۱۳۸۸/۰۶/۲۲

وزیر شدن بدون بالگرد

چاپ شده در روزنامه یکشنبه ۱ شهریور۸۸ سرانجام علی احمدی که تمایل قبلی و قلبی خود را برای ماندن در آموزش وپرورش علنی کرده بود . مدیریتش از طرف مرد اول دولت نمره قبولی نگرفت . شاید علی احمدی هرگز تصور نمی کرد ،احمدی نژاد ، خانم دکتری را که تنها تجربه ی کلان مدیریتی و اجراییش ریاست 13 ما هه بر سازمان آموزش و پرورش استثنایی با حکمی به امضا خودش است ،را بر او تر جیح داده و به عنوان گزینه مناسب جهت سکانداری کشتی طوفان زده تعلیم و تربیت به مجلس معرفی کند . سوسن کشاورز که با حکم علی احمدی در سال سوم دولت نهم به سازمان آموزش و پرورش استثنایی رفت ، بهبود خدمات کمی وکیفی آموزشی در این سازمان و برداشتن نام استثنایی را از اهداف وبرنامه های خود اعلام کرده بود و امروز بعداز گذشت بیش از یکسال از ریاست او بر سازمان آموزش وپرورش استثنایی در حالی به عنوان گزینه وزیری، بزرگترین ، پر مخاطب ترین ، و مهم ترین وزارت معرفی میگردد که نه تنها نام استثنایی از سازمان تحت مدیرتش حذف نشده و جهش قابل اشاره ای در آموزش و پرورش استثنایی گزارش نشده ، که عدم واریز شدن مبلغ ذخیره شده در طرح اتیه سازان به حساب کشاورزی دانش آموزان استثنایی واکنش شدید انجمن دفاع از حقوق معلولان و اعتراض خانواده هایشان را به همراه داشته است .سوسن کشاورز تنها با اتکا به داشتن دکترای تعلیم و تربیت اسلامی و 13 ماه معاونت علی احمدی در حالی از طرف احمدی نزاد به عنوان انتخاب اول جهت وزرات مهم اموزش وپرورش معرفی می شود که حتی مطرح شدن نامش در گمانه زنی ها هم واکنش نمایندگان مجلس را به همراه داشته است .(آموزش وپرورش آزمایشگاه یا کار گاه آموزشی نیست ) عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با ذکر این مطلب می گوید : اینکه به خانم ها فرصت وزارت داده شود خوب است اما اینکه فردی را با بالگرد به قله برسانیم و بگویم تو قله را فتح کرده ای اصلن چیز خوبی نیست .ا فراد باید خود از کوه با لا بیایند تا فراز و فرودش را بچشند و تجربه کسب کنند که مسلمن کشاورز این ویژگی را ندارد .اسداله عباسی معرفی خانم کشا ورز با این تجربه و توان مدیریتی را نشانه ای از عدم شناخت احمدی نژاد نسبت به اموزش وپرورش می داند. از سویی دیگر نورالله حیدری عضو دیگر کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس معتقد است که وسعت وتنوع فعالیت های مو جود در آموزش و پرورش و گستره جغرافیایی وسیع ان و سنگینی کار در این وزارتخانه ، اموزش وپرورش را نیازمند مدیری قوی و کار امد و همپا با رئیس جمهور کرده است . وی معتقد است که : دشواری و مشقت های کار در این وزرات بگونه ای است که شرایط جسمانی وروحانی خواهران را نمی طلبد . این نماینده مجلس حتی فراتر از تخصص و توان اجرایی با توجه به حجم دشواری کار در آموزش وپرورش میگوید : وزیر شدن یک زن بر آموزش و پرورش موجب ایجاد عارضه برای خود او میشود .شاید بتوان تسلیم شدن مردان قبلی اصول گرا و اصلاح طلب و بغض و فریاد های صریح اخرین انان در برابر مشکلاتی مانند کسری سنتی بودجه ، نبود امار وارقام دقیق ،مطالبات ،مدارس چند نوبته ، حق التدریس ها ، معیشت و منزلت معلم ، کهنه بودن نظام اموزشی وونبود نگاه و اراده وعزم ملی برای کمک به وزیر شاهدی بر دیدگاه نماینده مردم اردل بدانیم . اما در این میان رئیس کمیته آموزش وپرورش کمیسیو ن آموزش وتحقیقات مجلس هم هر گونه رد یا تایید وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش را قبل از حضور در مجلس و ارائه دید گاه وبرنامه متعصبانه و یا جانبدارانه می داند و بر رعایت عدل و انصاف در بررسی و رسیدن به نتیجه گیری تا کید می کند . در این میان جامعه فر هنگی سال هاست بی انکه مورد مشورت قرار گیرند شاهد حضور وزیران مرد با طر ح ها وبرنا مه های مختلف بود ه اند و تا کنون کام خود را از عملکرد هیچ یک شیرین ندیده و با بی تفاوتی به امدن ورفتن وزیرشان تگاه می کنند چن انها بهتر از هر کسی می دانند که مشکل اموزش و پرورش هیچگاه شخص وزیر و وتفکرات و برنامه های مردان قبلی نبوده است که امروز با تغییر جنسیت وزیر لبخند رضایتی بر لب بنشانند ، بلکه وضعیت موجود حاکم بر آموزش وپرورش را محصول نا باوری متولیان و دولت و مجلس به کارکرد و جایگاه این نهاد و معلمانش می دانند . تغییر دید گاهی که با تغییر جنسیت از علی احمدی ها به سوسن های کشاورز حاصل نمی شود بلکه به خود ارزیابی و عزم واقعی از طرف دولت و مجلس نیاز دارد . نگارنده به عنوان یک معلم اعتقاد دارد جوانه زدن باور به مهم ترین بودن اموزش و پرورش وایمان به نقش معلمها در سعادت و رشد جامعه ایرانی زمانی اغاز خواهد شد که اول : رئیس دولت وزیر اموزش و پرورش را از میان مدیران کار کشته و با تجربه ، مقتدر ،ازمایش پس داده و متخصص ، ساختار شکن و صدالبته مورد قبول افکار عمومی جامعه معلمی بر گزیند . دوم مجلس ونمایندگان مردم هم فارغ از سیاسی کاری و جنسیت وزن یا مرد بودن وزیر ، به برنامه و راهبرد اجرایی و نه رویایی او، سایقه و توان مدیریتی و اجرایی و میزان مقبولیت او در بین فر هنگیان اعتماد کنند واو را با ایمان به توانایی و داناییش و بدون بالگرد به قله صدارت اموزش و پرورش بر سانند .

فرهنگ کرد و...

بی انکه بخواهم از همگانی بودن ستاد اسکان فر هنگیان کر مانشاه و وضعیت تاسف بار آن گله ای کرده باشم و یا از بی نظمی و ازدحام و نارضایتی معلمها و گرفتن یک کلاس با تعرفه 10000 تومانی حرفی زده باشم ، می خواهم از سریدار هنرستان برگسالان خوارزمی کرمانشاه بنویسم . مردی میانسال ، لبخند بر لب با حجب و حیا و وظیفه شناس با مدرسه ای بسیار تمیز که نشان از عشق و علاقه او به کار ش و وظیفه شناسی ایشان در نبود معلم و مدیر و ....داشت . این نگاه و ذهنیت در خصوص ایشان را نه تنها من که چند نفر دیگر از میهمانان غیر فر هنگی هم داشتنند و همه ارزو می کردنند کاش راهی بود تا این خد متگزار صادق و ظیفه شناس و با فر هنگ که تمام کاستی های ستاد فر هنگبان کر مانشاه را به تنهایی جبران میکرد از طرف مسولین آموزش وپرورش کر مانشاه تشویق شود . صبح می خواستم به او عیدی بدهم با لهجه شیرین کر مانشاهی گفت : همینمان مانده که از معلم پول بگیرم و خنده و چشمان براق و عزت نفس او تمام تلخی های مسولان آموزش وپرورش کرمانشاه را تبدیل به یک حس خوب وشیرین کرد . می خواستم نامش را بپرسم و عکسی از او در وبلاگم بگذارم نمی دانم چه شد که نه نامش را پرسیدم و نه از او عکسی گرفتم اما ادب فر هنگ و وظیفه شناسی وروح لطیف او در خاطر م ماند و نام مدرسه اش دیگر میماند تصمیم مدیران آموزش وپرورش کر مانشاه . و مدیریت خوب مدرسه.

نگاه تزیینی به معلم

امروزه از نگاه تیز بین جامعه شناسان و کارشناسان حوزه علوم سیاسی معلمان نه تنها یک طبقه عزلت گزیده و در سکون تنیده نمی باشند بلکه یک جریان تغییر خواه تاثیر گذار به شمار می آیند . اما این جریان تغییر خواه قدرتمند با دایره تاثیر گذار ی گسترده ، همچنان از طرف کانون های قدرت و تصمیم گیری جدی گرفته نمی شود . و تنها هر از چند گاهی آن هم در فصل چیدن رای ها این جریان موثر اجتماعی نه با نگاه که با زبان مورد لطف و مرحمت لسانی قرار گرفته تا سکوی پرتاب انان به کرسی های قرمز و سبز قدرت شود . در واقع علی رغم عبور جامعه معلمی از دوره بی تفاوتی و رکود و خمودگی و بقول سیاسیون ( نجابت )و قدم گذاشتن در دوره تغییر خواهی و حساسیت به انچه که در اطرافشان می گذرد ، هنوز هم سیاسیون نگاه جدی و عمیق و محتوایی به این نها د تا ثیر گذار نداشته و سخن راندن از فرهنگ و آموزش و پرورش و معلم و تعلیم و تربیت و مسایل مرتبط با این حوزه برای انان صرفا کاربرد تبلیغاتی داشته و به عنوان یک ضرورت و راهبرد به حساب نمی اید و نگاه انها به آموزش و پرورش و معلمها و دانش آموزان صرفا یک نگاه تزئینی باقی مانده است . نگاهی به کلیت سخنرانیهای اخیر کاندیداهای ریاست جمهوری تا کنون ، دلیل نو وساده وبه روزی برای این مدعا است . در این میان بر جامعه معلمی و به ویژه فعالان و قلم زنان این طبقه اجتماعی لازم است که علاوه بر پرداختن به طرح مسایل معیشتی ، رویکردی را در عرصه فعالیتهای اجتماعی و سیاسی درپیش گیرند تا با نقد وعدها و عملکردها در حوزه آموزش وپرورش و معلمی و طلب برنامه و راهبرد از انان ، نگاه تزیینی به معلم و آموزش وپرورش را به یک نگاه محتوایی و عمیق و ضروری تغییر دهند . و با همفکری و هم اندیشی و بهره گیری از پتانسیل عظیم فکر و اندیشه این طبقه فرهیخته و حضور جدی در عرصه های اجتماعی و سیاسی مانند انتخابات ، به همه نشان دهند که مهم ترین مسیر رسیدن به صندلیهای سبز مجلس واصلی ترین سکوی پرتاب به کرسی ریاست جمهوری جامعه تاثیر گذار معلمی و آموزش و پرورش است . آنگاه شاهد خواهند بود که نکاه تزینی به معلم وافراط در وعده و تفریط در عمل با او ، جایش را به یک نگاه عمیق و با برنامه و اجرایی و از نان شبشان واجب تر خواهد داد .

تفکیک جنسیتی ،تشغیل ذهنیتی

سخنان وزیر آموزش وپرورش و جدیت بیشتر او در تکرار ایده تفکیک جنسیتی کتابهای درسی و تجهیر مدارس به اندرونی و بیرونی واکنش های مختلفی در میان علاقمندان به حوزه تعلیم وتربیت و عرصه علوم اجتماعی داشته است . گروهی طرح این مباحث و اینگونه ایده ها را در ادامه سخنان وزیر مبنی بر کوتاه شدن مدت زمان تحصیل دختران و ادامه تحصیل دختران شوهر کرده در مدارس عادی دانسته و همه اینها را تلاشی برنامه ریزی شده ارزیابی کرده اند ، تا ارام ارام زنان را از بیرون ( فعالیتهای اجتماعی خارج از خانه ) به اندرون و خانه داری کشانده و زمینه ی سرعت بخشیدن به ازدواج و تشکیل خانواده و خانه داری را برایشان فراهم . مخالفان ، پیشاپیش کشاندن دایره تفکیک جنسیتی به محتوای کتابهای درسی را، طرحی سوخته و بارها آزمایش شده و شکست خورده می دانند و اجرای انواع تفکیک جنسیتی از ایستگاههای اتوبوس تا کلاسهای درس دانشگاه و پرده کشیدن در راهروهای دانشکده ها را آدرس هایی بر این مدعای خود می دانند . انان علت طرح این گونه تفکرات را منحصر به روی کار آمدن دولت فعلی دانسته که موجب شده طرفداران این گونه مباحث فرصت طرح ایده هایی این چنین وحتی اجرایی کردن ان را داشته باشند . مخالفان این ایده می گویند: اجرای اینگونه طرحها و عملی شدن این گونه ایده ها برابری آموزشی را محدود کرده و تفکیک جنسیتی منابع و کتابها و آموزش مبتنی بر جنسیت را از اختصاصات آموزشهای سنتی می دانند که با دور کردن فضای فکری دو جنس ازهم موجبات دشوار شدن فهم و درک متقابل دو جنس را از یکدیگز نهادینه می کنند و نسبت به تبعات اجتماعی زیاد ان شدیدا هشدار می دهند . مخالفان این فکر می گویند : با اجرایی شدن این گونه ایده ها با دست خود روند بلوغ فکری ، احساسی و ادراکی دانش آموزان و روند شکل گیری اجتماعی آنها را به تاخیر انداخته ایم که هر کدام از اینهاا در اینده می توانند تبعات اجتماعی سنگینی ایجاد نمایند . مخالفان می گویند : قبل از خبر دادن از اجرایی شدن این گونه طرحها باید جزییات ان را در اختیار اهل نظر و متخصصان حوزه های اجتماعی و فرهنگی و آموزشی گذاشت، تا نقاط تاریک و مبهم وزوایای پنهان ان را در حوزه علوم اجتماعی روشن نمایند. آنها حوزه فرهنگ واموزش و پرورش و علوم اجتماعی را خطرناکترین و جران ناپذیرترین حوزه جهت اجرای طرحهای کار شناسی نشده وآزمون خطایی می دانند و نسبت به تبعات این گونه برنامه ها هشدار می دهند . نگارنده به عنوان یک معلم اعتقاد دارد در نظر گرفتن سهمی از آموزش و ارائه سهمی از اطلاعات برای دانش آموزان دختر و پسر نه تنها امری ناپسند و مذموم نمی باشد، بلکه اگر متناسب با نیازهای خاص و فیزیو لوژیک و مهارتهای اجتماعی متناسب با نقش های اجتماعی انان باشد ، امری پسندیده و لازم است . امروزه نبود آموزش مهارتهای اجتماعی ، حقوق شهروندی و.... متناسب با هر جنس که آنها را در رشد عاطفی و فکری و شکل یافتن شخصیت اجتماعی و پذیرفتن نقش اجتماعی در اینده کمک کند ، کاملا مشهود است. و اگر تفکیک مد نظر وزیر در این راستا باشد چه بسا با استقبال هم مواجه شود. اما انچه که امروز این نگرانی و مخالفت ها را در میان صاحب نظران و فرهنگیان فراهم کرده این است که : 1- مطمئنا جناب وزیر قصد مزاح نداشته و نمی خواهند شیمی مردانه یا فیزیک زنانه را به بشریت تحمیل نمایند ؟ بنابراین لازم است که مشخص شود این تفکیک جنسیتی در کتابهای کدام مقطع ، کدام پایه ، و کدام دروس ، و چه مباحثی قرار است اتفاق بیفتد ؟ 2- ایا این تفکیک موازی با نیاز های فیزیو لوژیک هر جنس است یا در راستای تحمیل این نکته است که فقط : انچه که ما می خواهیم بدانید 3- آنچه که وزیر را در مدت کوتاه حضورش در جامعه فرهنگی ودانش اموزی به این نیاز و تفکیک جنسیتی در محتوای اموزشی کتابها کشانده است کدام اسیبها و بیماریهای اجتماعی در نسل های خروجی سیستم آموزش وپرورش میباشد ؟ که با این طرح شاهد ریشه کن شدن انها خواهیم بود؟ 4- چرا قبل ازاینکه خبر از اجرایی شدن این طرح داده شود جزییات ، اهداف و چگونگی و میزان این تفکیک در معرض نگاه معلمان و صاحب نظران مسایل آموزشی و اجتماعی قرار داده نشده است تا در خصوص ان دیدگاه و نظرات علمی و کارشناسی خود را بیان نمایند ؟ و جایگاه معلمان بعنوان مهم ترین ابزار اجرایی شدن ای گونه ایده ها ، در تصمیم گیریها کجاست ؟ 5-دور شدن فضای فکری و درک متاقبل دو جنس از هم را ،متخصصان علوم اجتماعی از مهم ترین عوامل بسیاری از بیماریهای اجتماعی از جمله طلاق دانسته اند ، این تفکیک تا چه حد میتواند دایره این دوری و عد م درک متقابل را کاهش دهد یا بر شدت ان بیفزاید ؟ این بخشی کوچک از نگرانی ها است که در خصوص این طرح وجود دارد و امید است که با بهره گرفتن از اندیشه های علمی و کارشناسی اصحاب نظر و دلسوزان تشغیل ذهنیتی جامعه در این خصوص کم گردد و انچه به سود دانش آموزان است در اختیارشان قرار گیرد .

سیاست زدگی در آموزش وپرورش

سالهاست آموزش و پرورش به عنوان فراگیر ترین نهاد اجتماعی عرصه آزمایش و خطا و بخت آزمایی بازیگران سیاسی شده است . نبود هدف گزاری های بلند مدت و مناسب ، در آموزش و پرورش موجب شده که این وزارت خانه از رشد کیفی مناسب ، کار آمدی در هویت سازی ، و بستر سازی جهت نهضت و خیزش علمی و به روز آوری و آموزش معلمان متناسب با تغیرات جهانی و از همه مهم تر تغییر دید و نگاه مسولان به آموزش و معلمی و... رورز به روز دورتر شود و کلاف اوضاع واحوال در ان بگونه ای پیچیده شود که امروز حتی وزیر آموزش و پرورش شدن هم دل شیر می خواهد و مرد کهن . بدون شک این بی برنامگی و نبود مدیریت کارآمد و سلیقه محوری و سیاست زدگی را در کمبود بودجه مکرر وسنتی ،انبوه معلمان مازاد و استخدامهای بی رویه و غیر کارشناسی و از همه مهم تر در حذف و اضافه های نهاد پرورشی به وضوح وروشنی می توان دید . انچه در خصوص نهاد پرورشی میتوان اشاره کرد این است که با گذشت 30 سال هنوز آموزش و پرورش نمی داند که دانش آموزی که در سن کودکی در مهد کودکها یا دبستان به عنوان عضو وعنصر ورودی خود می پذیرد در پایان دوره پیش دانشگاهی یا دبیرستان چگونه خروجی و با چه ویژگی ها و خصوصیات شهروندی واجتماعی و اخلاقی و رفتاری و دینی باید باشد و غایت و هدف از پرورش ، در ابعاد فوق چگونه پرورشی است . و سازکار وابزار رسیدن به این غایت و مطلوب نا معلوم و گنگ چیست و کدام است ؟ نگارنده بر این باور است که متولیان آموزش و پرورش باید باور کنند که این نوع مدیریت ها و حذف واضافه ها و روش آزمایش و خطا دیگر نمی تواند پاسخگو ی نیاز های کودکان و نوجوانان عصر اینترنت و ماهواره و رسانه های گوناگون باشد و معلم یا مربی که مهمترین و بیشترین کارش چسباندن پوستر و تراکت و ...است هم ابزار و عامل خوب و کار آمدی برای رسیدن به حداقل مطلوب هم نمی تواند باشد . انچه امروز می تواند در پرورش ابعاد وجودی دانش آموزان و رسیدن به حداقل مطلوبها موثر باشد ، بهره گیری از مدیریت برنامه محور و دانش محور و و مومن به هدف گذاری بلند مدت و داشتن معلمان متخصص است . ودر این میان یقینا معلم متخصص و اهل مطالعه و آگاه به مسایل روز مهم ترین عامل توسعه و تعمیق آموزش و پرورش است . معلم یا مربی که به تغیرات سریع در جامعه و تاثیرات شگرف رسانه های ارتباطی بر روح وجان مخاطبانش (دانش آموزان) آگاه باشد و نسبت به نیازهای جدید و همیشه در تغییر انها بی تفاوت نباشد . اری امروزه رسیدن به ارمانها و اهداف مطلوب پرورشی در کودکان و نوجوانان محقق نمی شود مگر انکه معلمان و آموزش و پرورش بتوانند زمینه و فرصت های گوناگون در اختیار فراگیران قرار دهند تا آنها بتواند علایق و سلایق متنوع و گوناگون خود را در مدرسه بیابند و روش و برنامه های اجباری جای خود را به فرصتهای گوناگون و اختیاری دهد . دیگر اینکه مهندسی دوباره فعالیت های پرورشی و نقطه گذاری بلند مدت و مطابق با توان و قدرت فراگیران و تخصص معلمان و دوری از سیاست زدگی و بازیهای سیاسی می تواند نقش مهمی در رسیدن به ارمانها و مطلوبهای آموزش و پرورش داشته باشد در این میان دور کردن فضای تنش از مدارس و اضطراب زدایی از شغل معلمی و تامین حداقل های اقتصادی و معیشتی برای معلم ومربی را نمی توان به فراموشی سپرد .

ضوابط بیمه شدن حق التدریس ها

بر اساس توافق‌نامه وزارت آموزش و پرورش با سازمان تامين اجتماعي، وزارت كار و امور اجتماعي و معاونت حقوقي و امور مجلس رياست جمهوري، طرح بيمه تامين اجتماعي معلمان حق‌التدريس از اول مهر ماه براي اولين بار به اجرا در مي‌آيد. بر مبناي دستورالعمل ابلاغي وزارت آموزش و پرورش، معلمان حق‌التدريس مدارس دولتي مي‌توانند با پرداخت سهم حق بيمه مطابق مقررات تامين اجتماعي و با لحاظ شرايط مندرج در دستورالعمل‌، از خدمات و حمايت‌هاي تامين اجتماعي (شامل بيمه درمان، بازنشستگي، از كارافتادگي، فوت، كمك هزينه ازدواج، كمك هزينه بارداري، غرامت دستمزد ايام بيماري و بيمه بيكاري و غيره) استفاده كنند. در ادامه مهم‌ترين شرايط و ضوابط بيمه معلمان حق‌التدريس نيز بدين شرح معين شده است: معلمان حق‌التدريسي كه در واحدهاي تابعه وزارت آموزش و پرورش (از جمله مدارس هيات امنايي) اشتغال به تدريس داشته باشند، در صورتي كه مشمول مقررات حمايت بيمه و بازنشستگي دستگاه‌ها و صندوق ديگري نباشند، مشمول بيمه تامين اجتماعي مذكور قرار مي‌گيرند. البته آن دسته از نيروهاي حق‌التدريس كه بنابر مقررات قانوني در شمول نيروهاي استخدام (پيماني ـ رسمي) قرار مي‌گيرند، شامل اين شيوه‌نامه نمي‌شوند. همچنين ميزان كاركرد (ساعات تدريس) با توجه به ساعات كار تعيين شده در قانون كار محاسبه مي‌شود و منظور از ايام كاركرد در سال تحصيلي، زمان همكاري و تدريس دروس مربوط در واحدهاي تابعه آموزش و پرورش از آغاز مهر ماه تا پايان خرداد ماه هر سال تحصيلي (به مدت 9 ماه) است. در عين حال در دستورالعمل بيمه معلمان حقي‌التدريس در سال تحصيلي 89 ـ 88، نرخ هر ساعت حق‌التدريس بدون در نظر گرفتن بازخريد مرخصي و مزاياي پايان كار، از حداقل حقوق ساعتي قانون كار كمتر تعيين شده است. در مجموع، معلمان حق‌التدريس و خانواده‌ آن‌ها مي‌توانند در طول سال با پرداخت سهم حق بيمه درمان برابر مقررات تامين اجتماعي بدون وقفه و حتي در ايام تابستان، از مزاياي خدمات درماني برخوردار شوند و ساير مزاياي قانوني تامين اجتماعي نيز بر اساس ميزان كاركرد طبق مقررات سازمان تامين اجتماعي به معلمان حق‌التدريس تعلق مي‌گيرد
منبع : ایسنا